zspace-tehran-department

شاید با شنیدن کلمه « دراماتورژی » اولین چیزی که در ذهن تداعی شود کارکرد آن در تئاتر و هر نوع هنر صحنه ای و نمایشی دیگر باشد ، که البته خاستگاه اصلی آن به درستی هم تئاتر است .

یا در بهترین حالت ، فنی که با آن بتوان یک اثر دراماتیک را مهندسی کرد وساختارهای سه پرده ای یا چند پرده ای و اوج گیرنده و خطی به آن بخشید ؛ این هم تعریف اشتباهی نیست ، اما به طور کامل کارکرد دراماتورژی را در بر نمی گیرد .

همانطور که در بخش « هزارتوهایی دراماتورگوس » از همین وب سایت آورده شد ، دراماتورژی جزو غیرقابل تعریف پذیرترین ترکیبات واژگانی ساخته دست بشر است ، تنها به این علت که دامنه گسترده ای از فعالیتها را در هنرهای مختلف در بر می گیرد.

درست است که خاستگاه اصلی دراماتورژی تئاتر است ، اما بنظر من این فن در سینما به واسطه امکانات بیانی متنوع تر، کارآیی بیشتری دارد. به غیر از سینما ، دراماتورژی در دیگر رشته ها هم کاربرد دارد : از تبلیغات گرفته تا راه اندازی یک نمایشگاه و ساخت یک ماشین یا طراحی یک اپلیکیشن و هر نوع فعالیت گروهی و خلاقانه !

اما در اینجا قصد آن نیست این کلمه را معنا کنم ، بلکه قصد دارم انوع زمینه های فعالیت گروه دراماتورژی « تهران ؛ فضای صفر» را جهت همکاری با پروژه های شما کمی روشن تر کنم. اینکه چرا بایستی هنرمند از یک گروه دراماتورژ بهره ببرد تا اثری عمیق و چندلایه و ساختارمند با زیبایی شناسی تازه و متفاوت با آنچه تا به حال بوده خلق کند؛ و همچنان هم به عنوان خالق اصلی اثر باقی بماند و مهر و امضای خود را پای آن بزند.

گروه « زد اسپیس تهران » در حال حاضر هشت عضو ثابت دارد ، که البته در حال گسترش و عضو گیری و آموزش مداوم نیز هست و با توجه به نوع پروژه پیشنهادی تعداد افراد آن کم و زیاد می شود. این گروه به شکلی تعاملی آماده همکاری بر روی پروسه دراماتورژی هر نوع اثر هنری در هر مرحله از شکل گیری آن می باشد …

مراحل خلق هر محصول هنری ، چه سینمایی و چه غیرسینمایی را می توان به چهار بخش تقسیم کرد :

۱- گسترش ایده و نگارش

۲- اجرا و تولید

۳- مونتاژ و مراحل بعد از تولید

۴- ارائه به مخاطب

از دراماتورژی می توان در هر کدام از بخش های بالا بهره برد، البته چه بهتر که گروه دراماتورژی از ابتدا تا انتهای خلق اثر و ارائه به مخاطب در کنار خالق اصلی اثر حضوری فعال داشته باشد. به طور مثال اگر شما در مرحله نگارش یا فیلمبرداری فیلمی مستند یا داستانی از یک گروه دراماتورژی بهره نبرده باشید ، می توانید در مرحله مونتاژ و صداگذاری و ساخت موسیقی از این گروه کمک بگیرید. و یا فقط در مرحله ارائه به مخاطب و تبلیغات و یا اصلا از ابتدای یک پروژه ، از زمانی که ایده ما تنها جایی که اشغال می کند ، فضای داخلی عدد صفر است

۱- گسترش ایده و نگارش :

در حال حاضر کامل ترین تعریف و ترکیب واژگانی که درباره دراماتورژی به آن باور داریم « علم خوانش » است . تصور کنید شما به عنوان یک تهیه کننده ، نویسنده یا کارگردان تنها یک کلمه یا یک « تم » مرکزی در اختیار دارید. در واقع میل دارید از یک « تم » تک کلمه ای مثل « مرگ » یا « عشق » یا هر « تم » مرکزی این چنینی اثری خلق کنید ، اما نمی دانید چه محصولی با چه شکل و ساختاری !

گروه دراماتورژی می تواند با توجه به داشته های تئوریک ، سلیقه و بودجه شما ، شعور و خلاقیت گروهی ، از « تم » مرکزی مورد نظر خوانش های گوناگونی به دست آورد تا زمینه گسترش داستانی منحصر به فرد شود. به طور مثال بعد از گذراندن یک مدت زمان منطقی در پروسه دراماتورژی به شما پیشنهاد می شود که با توجه به « تم » مشخص شده ، می توانید فلان شخصیت و یا فلان موقعیت را در فلان ساختار دراماتیک و با چنین و چنان و فضایی خلق کنید و با کمک گروه فیلمنامه کاملی از آن تهیه کنید.

یا میتوان کمی جلوتر رفت ، تصور کنید شما به غیر از تم مرکزی ، داستان یک خطی و شخصیتها و مکانها را در اختیار دارید ، اما ساختار و فرم و شکل برخورد با این محتوا و مضمون را در دست ندارید. گروه دراماتورژی « تهران ؛ فضای صفر » باز هم با توجه به داشته ها و تحقیقاتش حول موضوع مورد نظر، سلیقه و بودجه شما ، مخاطب اثر، اصول دراماتیک و یا بر پایه تحقیقاتی جدید و مخصوص این پروژه ، می تواند خوانش یا خوانش هایی در ساختارهای متنوع و مشخص به شما ارائه کند که به عنوان خالق اصلی اثر با مشورت گروه یکی از آنها را انتخاب کنید و به اجرا برسانید.

شاید بهتر باشد مثالی روشن تر از فیلم « لاوراتوار » بیاورم ، پروژه ای که گروه زد اسپیس از ابتدا تا انتها درماتورژی آن را در هر چهار مرحله زیر نظر داشته است :

در ابتدا من یک بذر/ ایده داشتم : ساخت مستندی استودیویی از یک زندگی زناشویی با اجرای شخصیتهای حقیقی در غالبی هایبرید : ترکیبی از پرفورمنس آرت ، امر واقعی ، اینستالیشن ، فیلم آرشیوی و مصاحبه !

اما اینکه چه خوانشی با چه ساختار دراماتیکی از ترکیب این کلمه ها در پایان مرحله نگارش داشته باشیم ، فرایندی بود که گروه دراماتورژی پنج نفره ما در چهارده جلسه پنج ساعته طی مدت دو ماه به آن دست یافت و به شکل یک فیلمنامه مستند به مرحله اجرا رساند .

در انتهای این بخش میتوانم از دیگر پروژه ای که این روزها مشغول درماتورژی آن هستیم مثالی بیاورم : یک خانم عکاس و خبرنگار از زلزله تاسف بار کرمانشاه مقداری عکس و چند خبر تهیه کرد . بعد از آشنایی با گروه « زد اسپیس تهران » و به پیشنهاد گروه ، ۳۰ قطعه عکس در اختیار ما قرار داد . او با توجه به امکاناتی که می توانست محیا کند مایل به ارایه یک اثر هنری با محوریت زلزه کرمانشاه داشت ، اما نمی دانست چه اثری با چه شکل و ساختاری!

تصمیم بر این شد تا گروه با توجه به این عکسها و شخصیتهای حقیقی و آسیب دیده ، پیشنهاد هایی به او بدهد و زیر نظر گروه دراماتورژی آن را اجرا کند . گروه سه نفره ایی که در حال کار روی این مواد اولیه بسار کم بوده است ، تا به حال ساخت یک ویدیو آرت ، یک پرفورمنس ، دو اینستالیشن و دو فیلم مستند داستانی را در اختیار او قرار داده که با توجه به امکاناتش یک یا دو پیشنهاد را زیر نظر همین گروه به اجرا برساند.

در حال حاضر « زد اسپیس تهران دپارتمنت » سه پروژه را در مرحله گسترش ایده و نگارش در دست انجام دارد .

۲ – اجرا و تولید :

شاید مهم ترین مرحله در خلق هر اثری مرحله اجرا باشد . بارها شاهد بوده ایم که ایده ای خوب با اجرایی بد از بین رفته یا برعکس ، ایده ای ضعیف با اجرایی خوب و دقیق جایگاه درستی بین مخاطبین یافته است . از دیگر تعاریف کلاسیک دراماتورژی « منتقد مقیم » بودن است.

یعنی شخص دراماتورژ مثل یک منتقد آگاه و تیزبین درون سازمانی، بر اجرا و ارائه یک اثر هنری نظارت داشته باشد تا متن نوشته شده به بهترین شکل و با نگاهی انتقادی اجرا شود.

در این مرحله گروه « تهران ؛ فضای صفر » می تواند با شما به دو گونه همکاری داشته باشد : اول اینکه بر اجرای پروژه ای که در نگارش متن آن همکاری داشته نقش منتقد مقیم را نیز ایفا کند و در شکل دوم روی متنی که از قبل به دست نویسنده ای دیگر آماده شده در کنار خالق اصلی اثر نظارت اجرایی و منتقدانه داشته باشد . اما به طور قطع بهتر است که گروه دراماتورژی از مرحله نگارش وارد شود ، اما اگر بنا به هر دلیلی اینطورنبود، می توان فرایند دراماتورژیک لحظه به لحظه با اجرا پیش برود و اگر در حین اجرا مشکلات ساختاری نمایان شد ، با همفکری کارگردان تغییراتی اعمال شود.

برای روشن تر شدن باز هم مثالی از پروسه دراماتورژی فیلم لاوراتوار می آورم :

از گروه پنج نفره دراماتورژی به غیر از کارگردان ، دو نفر دیگر حضوری مستمر داشتند ، که نه تنها نقش منتقد مقیم را به عهده داشتند بلکه در گروه کارگردانی و طراحی صحنه هم همکاری می کردند . همانطور که گفته شد فیلمنامه لاوراتوار بعد از دو ماه دراماتورژی و سه بار بازنویسی کامل ، به واسطه شکل اجرایی فیلم که به پرفورمنس و بداهه پردازی سر صحنه بسیار متکی بود ، می بایست دراماتورژهای مقیم با حواس جمعی کامل مراقب ایده های تازه می بودند که از ساختار اصلی بیرون نزند. گفتگویی مداوم بین ما سه نفر بعد از دریافت هر نوع ایده تازه در گوشه ای از لوکیشن صورت می گرفت ، اما در نهایت مثل هر کارگردانی بعد از این گفتگوها من تصمیم نهایی را می گرفتم . اما به غیر از تصمیم درباره این ایده های لحظه ای که از طرف عوامل اجرایی لاوراتوار داده می شد ، ما سه نفر در نقش همان منتقد مقیم روی متنی که با وسواس تمام نوشته شده بود نظارت داشتیم که آیا ایده نوشته شده در مرحله اجرا همچنان خوب و درست بنظر می رسد یا نیاز به تغییر و بازنگری دارد. کما اینکه این بازنگریهای مداوم روی متن در حین اجرا باعث حذف سکانسی شد که در مرحله نگارش بسیار مهم و حیاتی بنظر می آمد ولی در مرحله اجرا بسیار اضافی و ناکارآمد جلوه می کرد. از این دست تغییرات در مسیر اجرای لاوراتوار چند نمونه دیگر هم هست ، که شاید نیاز به عنوان آن نباشد.

باحضور منتقدان مقیم انگار کارگردان چهار چشم و چهار گوش و دو ذهن دراماتورژ و تربیت شده دیگر به همراه دارد ؛ و از آنجایی که اولین نکته ای که هر دراماتورژ باید فرا بگیرد این است که فرق بین ارائه پیشنهاد و دخالت در امور کارگردانی را بداند. نباید فراموش کرد که دراماتورژ با توجه به داشته های فنی و هنری فقط و فقط پیشنهاد می دهد ، و این کارگزدان است که تصمیم نهایی را می گیرد.

۳- مونتاژ ومراحل بعد از تولید :

یکی از بخش های مهمی که دراماتورژ می تواند در آن نقشی اساسی داشته باشد ، حضور او در مرحله مونتاژ و دیگر مراحل هنری بعد از تولید فیلم است .

بروسون جمله ای طلایی دارد ، در کتاب « یادداشتهایی در باب سینماتوگرافی » می نویسد : با پایان فیلمبرداری چیزی نهایی و قطعی نشده است ، تنها مقدمات کار محیا شده است !

من سالها به عنوان تدوینگر و دراماتورژ چندین فیلم ، بارها این جمله استاد را تجربه کرده ام. فیلمهایی که تنها با دیدن راش آن تمام عوامل اجرایی فیلم را نا امید کرده بود و بعد از مونتاژهمان متریال ضعیف ، تبدیل به فیلمی خوب و قابل دفاع شده بود.

معجزه یک مونتاژ دراماتورژیک را نمی توان نا دیده گرفت . یک معجزه واقعی !

برای من به عنوان دراماتورژ و تدوینگر« راش » حکم متنی را دارد که باید مجددا مورد خوانش قرار بگیرد ، خوانشی که ممکن است کارگردان در حین فیلمبرداری کمتر به آن توجه کرده باشد.

فکر می کنم فعل مونتاژ و فعل دراماتورژی دو چیز جدا از هم هستند . درست است که میتواند توسط یک نفر صرف شوند ، ولی بهتر است یک تیم دونفره روی آن کار کنند .

همانطور که در گروه « تهران ؛ فضای صفر » این گونه اتفاق می افتد . به این صورت که راشهای موجود و نوع نگرش کارگردان در مرحله اول به دست دراماتورژ سپرده می شود و بعد از طراحی ساختار دراماتیک ، چیدمان اصلی سکانس ها و وقایع ، فیلمنامه نوشته شده در اختیار تدوینگر قرار می گیرد تا او این خوانش را اجرایی کند .

این برخورد گروهی با مونتاژ نه تنها باعث پویایی درساختارنهایی فیلم می شود بلکه باعث رشدی مضاعف در ساختار دراماتیک فیلم نیز می گردد.

چه فیلمهایی که بدون داشتن حتی یک ایده مرکزی ساده و ثابت در زمان فیلمبرداری ، بعد از دراماتورژی روی « راش » دارای ساختاری سه پرده ای و اوج گیرنده شده اند. این برخورد تعاملی بهتر است تا آخرین مراحل فنی و هنری فیلم از جمله صداگذاری و موسیقی و اصلاح رنگ و نور ادامه داشته باشد ، تا فیلم تاثیرگذاری بیشتری پیدا کند.

درباره دراماتورژی بعد از فیلمبرداری و قبل از شروع تدوین باز هم می توانم از فیلم لاوراتوار مثالهایی بیاورم . حتی در مورد فیلمی که از اساس یک پروژه دراماتورژیک بوده است ، صرف مجدد این فعل با همان تیم ، مسیرهای درخشان و خلاقه ای را در مراحل تدوین پیش روی فیلم قرار داد . جابجایی در صحنه ها و روند داستانی فیلم باعث ارتقای ساختاری شد که فکر می کردیم مو لای درزش نمی رود ، اما جمله طلایی آقای برسون برای چندمین بار به ما ثابت شد.

در حال حاضر گروه « تهران ؛ فضای صفر » روی دو پروژه در مرحله « تدوین دراماتورژیک » مشغول به کار است .

۴- ارائه به مخاطب:

روزگاری در اوایل تاریخ سینما « تصویر حرکت کننده » تصویری که جان دارد امری مقدس و معجزه آسا بود. اما در دنیای امروز که توسط انواع تصویرهای خوش آب و رنگ در انواع اندازه ها مورد هجوم قرار گرفته ایم ، دیگر فیلم تقدس سابق خود را ندارد و در همه جا در دسترس است. دیگر اینطور نیست که افراد برای دیدن فیلم پا به معبد سینما بگذارند ، چرا که این روزها معابد تصویری جیبی در همه جا موجود است. در این میان برای اینکه صدا و تصویری که شما خلق کرده اید مورد توجه قرار بگیرد نیاز به یک برنامه جامع و کامل در تبلیغات و ارائه به مخاطب دارید . به قول مستندسازی که درعرصه جهانی بسیار موفق بوده است : اینروزها ساخت یک فیلم خوب بیست درصد از پروسه تولید فیلم است ، اینکه به چه شکلی و چگونه و از چه راهی عرضه شود موضوع مهمی است که با نادیده گرفتن آن شاید باعث از بین رفتن زحمات تعداد زیادی هنرمند در یک فیلم شود ؛ دراماتورژی در این مرحله هم کارآیی منحصر به فردی می تواند بیابد .

گروه « زد اسپیس تهران » در این بخش نیز می تواند به شما کمک کند .

برای این گروه هر چیزی به مثابه یک متن است ! متنی که با به دست آوردن خوانش درست از آن باعث بروز خلاقیتهایی می شود.

دراین مرحله محصول نهایی و قابل عرضه ، متنی است که باید خوانش درستی از آن پیدا کرد .

شناخت مخاطب ، زمینه عرضه ، نوع و شکل عرضه و از همه مهمتر روشهای خلاقانه و متفاوت تبلیغاتی از مهم ترین فعالیتهایی است که گروه دراماتورژی « تهران ؛ فضای صفر » در جهت همکاری با پروژه های هنری ، انجام می دهد .

اگر در حال حاضر پروژه ای در دست دارید ، یا تنها ایده ای اولیه یا راش فیلمی مستند و یا داستانی ، یا یک محصول نهایی در اختیار دارید ، می توانید با ما تماس بگیرید ، تا یک پروسه خلاقه متفاوت را با هم تجربه کنیم .